پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

359

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

شبى كه به علت تب و كسالت نتوانستم بخوابم ، حتى نقشهء مقبرهء خود را كه بايد در خارج از شهر و در دشت‌هاى اطراف بنا شود در فكر مجسم كردم و تزيينات آن را در نظر گرفتم و از بانو معانى نيز خواهش كردم آن را به خاطر داشته باشد ، تا بعدا به روى كاغذ بياورم ؛ سرانجام مجبور شدم روزهء خود را نيمه كاره رها كنم و مثل سابق به خوردن شير و صندل بپردازم و اميدوارم كه در اين ميان ، به خدعه ، شير زن به خورد من نداده باشند ! به هر حال ، به خواست خداوند ، اينك مجددا حالم به كلى خوب شده و اثرى از بيمارى و سرفه در من وجود ندارد . يكشنبه سوم مارس به ملاقات چند تن از روحانيان مسيحى رفتيم كه از هرمز به اصفهان آمده بودند تا به رم بروند « 1 » . صبح زود روز بعد ، پدر ملكيوردلى آنجلى ، كه بارها نام او را برده‌ام ، از اصفهان عازم رم شد ، تا سپس به علت ضعف و پيرى از كار كناره‌گيرى كند و نظربيگ ايرانى را ، كه قبلا گفتم مخفيانه به دين مسيح درآمده است ، با خود برد تا در اختيار شاه اسپانيا قرار دهد ؛ ولى همسر نظربيگ با او نرفت و كماكان به عنوان مهمان بانو معانى نزد ما به سر مىبرد . من عبدالله جريد ، برادر زن خود ، را نيز همراه اين روحانى كردم تا به بغداد برود ، زيرا او نزديك به يك سال بود در ايران به سر مىبرد و اكنون اطلاعات زيادى از وضع اين سرزمين و دربار آن و جنگ و اردوكشى و غيره كسب كرده و حتى چندين مرتبه نيز از شراب‌هاى شاه نوشيده است . وى به بغداد مىرفت تا پدر و برادران و خواهران و خويشان خود را به سفر ايران تشويق كند . يعنى عملى را انجام دهد كه يوسف با پدر پير خود يعقوب كرد . مدت‌هاست كه بانو معانى و من ، فكر مهاجرت اين اشخاص را به ايران در سر خود مىپرورانيم و چندين دليل موجه نيز براى اين فكر وجود دارد : اول اين‌كه به اين ترتيب آنان از فشار ظلم و تعدى دائمى ترك‌ها خلاص مىشوند و در ايران نه تنها مىتوانند مانند ساير مسيحيان اصيل و ثروتمند تبعهء شاه زندگى شرافتمندانه‌اى را به سر آورند - در حالى كه در تركيه يك نفر مسيحى هرچقدر اصيل و ثروتمند باشد ، باز هم از چنين زندگى محروم است - بلكه اقدام خواهم كرد تا خارجى و تبعهء پاپ نيز شناخته شوند و افراد خانوادهء من محسوب گردند . دليل فورىتر ديگرى كه وجود دارد ، عبارت از اين است كه آنها در سرزمين خود دائما در معرض خطر حمله و تعرض هستند و حتى وضع دين و ايمان آنان نيز از اين خطر در امان نيست ؛ زيرا ترك‌ها كه براى هيچ اصولى احترام

--> ( 1 ) . نويسنده اسامى يك‌يك آنان را ذكر مىكند ، كه ترجمهء آن زايد به نظر مىرسيد . وى مىخواسته است نامهء خود را به اين روحانيان بدهد ؛ ولى چون به اتمام نرسيده بود ، از انجام اين كار صرف‌نظر مىكند . - م .